Mad so what ببین اعصاب ندارم بی ادبم سو کیپ گویینگ اور شات د اف آپ!جمع یکسری آدم عقده ای جمع شده :) واقعا یه کپ .... گذاشتن کاستومر سرویس یکی نیست بگه داداش به عنوان دستیار این .... به شما نیومده که بخوای قضاوت کنی که به نفر میتونه یا نمیتونه چیزی رو پرداخت کنه. همون نگاه که موجودی حسابم انداختی دیدی فقط امتیازام از حقوقت بیشتره و نتونستی هیجانات رو کنترل کنی که چقدر عادی هست واسم، حساب کار دستت اومد. دیگه حرص نخور :) با مشتری بخوای اینجور برخورد کنی دوسوت انداختمت بیرون
برچسب:
نویسنده: نوید موسوی
سلام دوباره بعد از یکی دو ماه.در زمان حاضر اومدم تا بنویسم و این لحظه به یادگار بمونه. بعد از کلی سختی، درس خوندن، و یک امتحان ۵ ساعته که با مشقت دادم و وسطش هم با مشکل تکنیکال روبهرو شدم، در کمال ناباوری هر دو امتحان کتبی و شفاهیام رو قبول شدم!!
تا حدود ۷۰٪ فکر میکردم قبول نمیشم، چون نیم ساعت از بقیه تایم کمتر داشتم و مجبور شدم بعضی از سؤالها رو خیلی سطحی رد بشم. مشکل دقیقاً از سمت سیستم خودشون بود، اما با این وجود به من گفتن کاری از دستشون برنمیاد، جز اینکه امتحان رو همونطوری که هست تصح
برچسب:
نویسنده: نوید موسوی
خیلی وقته نیومدم بنویسم چون حال دلم خوب نیست و دستم به نوشتن نمیره مخصوصا توی بلاگفا. ولی خب اینجا گنجینه خاطرات منه و دلم نمیاد ول کنم برم. الان نزدیک به یک ماهه که به عنوان دکتر داروساز کار میکنم. تیمم رو خیلی دوست دارم و احساس خوبی دارم. داروخانه داخل یک عرضهگاه مواد غذایی هست. تعداد ادیشن ها خیلی زیاد نیست و این باعث میشه که به عنوان اولین کارم بهم فشار نیاد.
صبحا با کلیدم داروخانه رو باز میکنم و چون هنوز سیستم قدیمی داره دستی کرکره هارو میکشم، میرم از مدیریت فروشرسانیگاه صندوق رو تحویل م
برچسب:
نویسنده: نوید موسوی